ای عشق بیا برس به درد دلمان

چه زیبا مولا علی(علیه‌السلام) فرمود: «الانتظار أشد من الموت»

انتظار، جانکاه‌تر از مرگ است.



مهدی غریب و بی کس است

جان مولا معصیت دیگر بس است

ماز خود مولای خود را رانده ایم

از امام خویش غافل مانده ایم

از دعا بهر فرج غافل شدیم

سخت مشغول ره باطل شدیم


http://shirazit.persiangig.com/image/Gol%20Narges/Friday.jpg


مولی الموحدین علی علیه السلام قائم آل محمد(عج) را این گونه توصیف می کنند:

«قائم ما اهل بیت برای افرادی که خواستار هدایتند کفایت می کند و برای آنانی که

می خواهند عبرت بگیرند عبرت است و برای آن دسته ای که کبر و نخوت می ورزند

عذابی جانکاه است»



گريه تمام موجودات در سوگ شهادت سيد الشهداء


شيخ صدوق رضوان الله عليه روايت مى‏كند در كتاب علل الشرايع و امالى باسند واحد خود از جبله مكيه، كه او گفت: از ميثم تمار شنيدم كه مى‏گفت: سوگند بخدا كه اين امت، فرزند پيغمبر خود را در روز دهم محرم مى‏كشند و دشمنان خدا آنروز را روز بركت قرار مى‏دهند، و اين امريست كه از علم خدا گذشته و از قضاى محتوم بوده و بر اساس عهدی كه اميرالمؤمنين عليه السلام با من نموده است، من از آن آگاهى يافته‏ ام.

اميرالمؤمنين بمن خبر داد كه تمام موجودات بر فرزند پيغمبر گريه مى‏كنند حتى درندگان در بيابانها و ماهيان درياها و مرغان بر فراز آسمان.

و گريه مى‏كنند بر او خورشيد، و ماه، و ستارگان، و آسمان، و زمين، و مؤمنان از انس و جن، و تمام فرشتگان آسمانها، و رضوان: خازن بهشت، و مالك: پاسبان دوزخ، و فرشتگان پاسبانان، و نگاهدارندگان عرش، و آسمان.

و در آن هنگام، خون و خاكستر ببارد.

سپس ميثم گفت: واجب است لعنت ‏خدا بر قاتلان حسين عليه السلام، همانطور كه بر مشركينى كه با خدا خداى دگرى را شريك قرار مى‏دهند، واجب شده است و همانطور كه واجب است ‏بر يهود و نصارى و مجوس.

جبله مى‏گويد: گفتم:اى ميثم!چگونه مردم روز قتل حسين را روز بركت قرار مى‏دهند؟

در آن هنگام ميثم گريست و گفت: طبق حديثى مجعول كه خود آنها وضع نموده ‏اند، گمان مى‏كنند كه عاشورا روزيست كه در آن خداوند توبه آدم را قبول نمود در صورتيكه خداوند توبه آدم را در شهر ذى الحجه قبول نمود.

و گمان مى‏كنند كه در آن خداوند توبه داود را قبول نمود، در صورتيكه توبه داود در شهر ذى الحجه پذيرفته شد.

و گمان مى‏كنند كه در آن خداوند يونس را از شكم ماهى خلاصى داد، در صورتيكه خداوند او را در ذى القعده از شكم ماهى بيرون آورد.

و گمان مى‏كنند كه در آن روز كشتى نوح به ساحل نجات نشست، در حاليكه آن كشتى در روز هجدهم از ذى الحجه به ساحل نشست.

و گمان مى‏كنند كه در آن روز خداوند آب دريا را براى نجات بنى اسرائيل شكافت، در صورتيكه اين واقعه در شهر ربيع الاول بوقوع پيوست.

سپس ميثم گفت:اى جبلة!بدان كه براى حسين بن على: سيد الشهداء واصحابش در روز قيامت ‏بر ساير شهداء فضيلتى است.

اى جبلة!زمانيكه ديدى خورشيد مانند خون تازه سرخ شد، بدانكه آقاى تو و مولاى تو حسين را كشتند.

جبلة مى‏گويد: روزى از منزل خارج شدم، چون نظر بر ديوارها افكندم، ديدم مانند ملحفه ‏هاى رنگين شده به عصفر (گياهى ست ‏سرخ رنگ) برنگ خون درآمده است.

پس ناگهان صيحه زدم و گريستم و گفتم: بخدا سوگند كه آقاى ما حسين بن على را كشتند

«امالى‏» صدوق ص 77 و «علل الشرايع‏» ص 228 و در «بحار الانوار» ج 10 ص 224 اين داستان را از صدوق نقل مى‏كند


روایاتی از رسول اکرم (ص) در مورد حضرت علی (ع)


ولايت على

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر على را به ولايت و سرپرستى گيريد خواهيد ديد كه رهنما

و رهيافته است و شما را به راه راست مى‏برد

                                                                                 كنز العمال


از طرف من ابلاغ نمى‏كند مگر خودم يا على


پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:على از من است و من از على.از سوى من نمى‏رساند و

ادا نمى‏كند مگر خودم يا على  

                                                                  تاريخ دمشق‏«ترجمة الامام علي عليه السلام‏


تو برادر من هستى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله-به على عليه السلام-:تو در دنيا و آخرت برادر من هستى


من همان مى‏گويم كه برادرم موسى گفت:«پروردگارا،سينه‏ام را فراخ گردان و كارم را

آسان كن و از خانواده‏ام براى من وزير و پشتيبانى قرار ده‏»،برادرم على را،«پشتم را به

او قوى دار...».

                                                        تاريخ دمشق‏«ترجمة الامام علي عليه السلام‏


من و على از يك درخت هستيم

پيامبر صلى الله عليه و آله در عرفه بود و على رو به روى آن حضرت قرار داشت.

پيامبر فرمود:اى على!نزديك من آى و پنجه‏ات را در پنجه من گذار.اى على!من و تو از

يك درخت آفريده شده‏ايم.من ريشه آن درختم و تو تنه آن و حسن و حسين شاخه‏هايش.هر

كه به شاخه‏اى از آن بياويزد خداوند او را به بهشت در آرد.

 

على ولى هر مؤمنى است

    وهب بن حمزه:با على بن ابي طالب از مدينه به مكه سفر كردم.در راه از او اندكى

تندى ديدم. گفتم:وقتى برگشتم و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را ديدم از او بد خواهم

گفت.او مى‏گويد:وقتى برگشتم و به ديدار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفتم از على

بدگويى كردم.پيامبر خدا صلى الله عليه و  آله به من فرمود:اين حرفها را درباره على

مگو.همانا على بعد از من ولى شماست

       بريده اسلمى:پيامبر خدا به ما دستور داد به على به عنوان امير مؤمنان سلام كنيم.

در آن روز ما هفت نفر بوديم و من از همه كوچكتر بودم  

                                                               تاريخ دمشق‏«ترجمة الامام علي عليه السلام‏        


على پيشواى نيكوكاران

    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:على پيشواى نيكوكاران است و كشنده بدكاران،هر كه

او را يارى كند يارى شود و هر كه از يارى او دست‏شويد،بى‏يار ماند  

                                                        كنز العمال   

السلام و علیک یا ضامن اهو



ساقیا می ده که تا مستم کند

آگه از پیدایش هستم

صورتم من حدس معنایم بده

از می ناب طهورایم بده

می بده تا از ولایت دم زنم

بادمم آتش به جان غم زنم

ماه ذیقعده است کشف راز کن

سوز عشق و عاشقی را ساز کن

مژدگانی ده به پیر می فروش

کز منادی این ندا آید به گوش

سینه ها از سوز عشق آکنده شد

گریه ها بر لب رسید و خنده شد

از شکوه خنده ختم رسل

خنده بر لب های زهرا کرده گل

بهر تأیید ولایت بر ولی

کسب کن مهر علی را از علی

دادا بر موسی خدای لا مکان

جلوه نور ولایت را نشان

یک پسر با خلق و خوی احمدی

باده نوشی از سبوی احمدی

آنکه زینت بر سریر ارتضاست

ضامن آهو علی موسی الرضاست




شيخ طبرسى از هروى نقل كرده است كه: هيچ كس را دانشمندتر از على بن موسى‏الرضا(ع)

نديدم و هيچ دانشمندى نيز وى را نديد مگر اينكه همانند من به فضل ودانش او شهادت داد.

شيخ صدوق مى‏نويسد: مامون افرادى را از فرقه‏ها و گروههاى‏مختلف و گمراه دعوت مى‏كرد

و قصد آن داشت تا بر امام در بحث و مناظره پيروزشوند و اين به جهت‏ حقد و حسدى بود كه

نسبت ‏به آن حضرت در دل داشت، اما امام باكسى به بحث ننشست جز آنكه در پايان به

فضيلت آن حضرت اعتراف كرد و در برابراستدلال امام سر فرود آورد.

آرى «چراغى را كه ايزد برفروزد» هيچكس را توان‏خاموشى آن نخواهد بود.

خود حضرت امام رضا(ع) مى‏فرمايد:

... آنگاه كه من بر اهل تورات با توراتشان و بر اهل انجيل با انجيلشان و براهل زبور با

زبورشان و بر صائبين با زبان عبرى خودشان و بر هربذان با زبان‏فارسى‏شان و بر روميان

با زبان خودشان و بر اصحاب مقالات با لغت‏ خودشان استدلال ‏كنم. و آنگاه كه هر دسته‏ اى

را محكوم كردم و دليلشان را باطل ساختم و دست ازعقيده و گفتار خود كشيدند و به گفتار من 

گراييدند مامون در مى‏يابد مسندى كه ‏بر آن تكيه كرده است‏حق او نيست و در اين هنگام پشيمان

مى‏گردد. سپس فرمود:

«ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم‏».